رئیس فدراسیون فوتبال ایران تاکید میکند سلامت کامل در فوتبال و به ویژه داوری کشورمان وجود دارد و کسی نباید بابت این موضوع نگرانی داشته باشد.
به گزارش "ورزش 1379"، علی کفاشیان امروز در کلاس توجیهی و آموزشی داوران لیگ برتر که در هتل آکادمی برگزار در حال برگزاری است حضور پیدا کرد. کفاشیان در خصوص برگزاری این کلاس به خبرنگار "ورزش سه" گفت: کلاسهای داوری ما روال خاصی دارد که چند وقت یک بار در نیم فصل یا پایان لیگ از طرف فیفا یا AFC مدرسینی میآیند تا بازآموزی، آخرین مقررات و تغییرات در قوانین داوری را آموزش دهند و تستی در پایان دوره آموزشی بگیرند.
او ادامه داد: مطمئنا برگزاری این کلاسها موجب ارتقای سطح دانش داوران شده و هم فکری و هماهنگی بین آنها ایجاد میکند.
رئیس فدراسیون فوتبال ایران در پاسخ به این سوال که سطح برگزاری کلاسها با توجه به اشتباهات داوری که در لیگ وجود داشته تغییراتی داشته است یا خیر اینگونه پاسخ داد: بله تغییرات خیلی زیای میبینیم. همه لباس و گرمکن یکدست پوشیدند! یک سری مسائل علمی جدید هم آمده که مدرسان گفتند تا به دانش داوران ایرانی اضافه شود.
کفاشیان ابراز کرد: چند داور به دلیل قضاوت در مسابقات بینالمللی در این کلاسها حضور ندارند. خوشبختانه در این مقطع تعداد زیادی از داوران با محسوب نکردن بانوان در بازیهای خارج از کشور قضاوت میکنند. این نشان میدهد دیگر مثل گذشته نیست، داوری ایران را قبول دارند و در این زمینه پیشرفت کردیم.
او با خوب توصیف کردن اوضاع داوری در ایران اظهار کرد: یادم میآید حتی یکی، دو داور ایرانی هم در مسابقات خارج از کشور قضاوت نمیکردند و میگفتند داوران ایرانی را قبول نداریم اما حالا به سطحی رسیدیم که 9-8 نفر در بازیهای بینالمللی قضاوت میکنند. ملاکهای ما در مورد وضعیت داوری در ایران باید این چیزها باشد نه اینکه اگر داور در یک بازی خاص اشتباه کرد همه داوری را بکوبند. ما باید به حضور داوران در بازیهای بینالمللی، الیتها و هماهنگی بین آنها توجه داشته باشیم.
رئیس فدراسیون فوتبال ایران یادآور شد: خدا را شکر کمیته داوران در روزهای اخیر دو، سه جلسه برگزار کرده و سیاستهای خاصی برای چینش و فعال نگه داشتن تمام داوران در نظر گرفته است. انشاالله با تغییرات انجام شده فصل آینده روند بهتری در داوری ایران خواهیم دید.
کفاشیان پیرامون رسیدگی به نامهای که هشت روز قبل سازمان لیگ به فدراسیون فوتبال زده بود و در آن به نحوه قضاوت داوران اعتراض داشت، گفت: اصلا آن نامه نیاز به رسیدگی ندارد. این نامهها نباید زده میشد. این نامهها یک هجمهای بود که بگویند ما در بازی نیستیم ولی همه ما در بازی و فوتبالی که انجام میشود هستیم. آن داوری که در زمین قضاوت میکند، تماشاگر و بنده که پشت میز هستم در این بازی هستیم و همراه هم جلو میرویم و اگر نقصی نیز وجود داشد باید رفع کنیم.
او ادامه داد: آنچه که خیلی مهم است و همه اعضا و جامعه فوتبال باید بدانند روند سالمی است که در فوتبال ایران وجود دارد. ما در سلامت کارمان شک نداریم و اگر کوچکترین شکی به ناسالمی بخشی ببینیم آن را از بین خواهیم برد و پاکش میکنیم.
رئیس فدراسیون فوتبال ایران با بیان اینکه مسابقات فوتبال مثل والیبال و کشتی نیست که صحنههای آن بازبینی داشته باشد، ابراز کرد: به داوران گفتم اشتباهات شما جزئی از بازی است که دنیا و فیفا آن را قبول کردند. داوران ما باید با یک اعتماد به نفس قوی کارشان را انجام دهند و مطمئن باشند از آنها حمایت میکنیم. از هیچ ضربه و فشار خارجی نیز تاثیر نمیگیریم. خانواده فوتبالی ما باید از داوران حمایت کنند و نگران این موضوع نباشند که از بیرون میگویند دو نفر با هم رفیق هستند یا نیستند چون این چیزها در داوری ایران نیست.
کفاشیان اضافه کرد: در قدیم یادم است بعضی اوقات مواردی به بعضی اشخاص میگفتند ولی در حال حاضر هیچ چیز و مدرکی نداریم که خدایی ناکرده مطلبی از آن دست مثل پارتیبازی، رفاقت یا هر چیز دیگری برای اینکه به نفع تیمی سوت بزنند وجود داشته باشد. همه با اعتماد به نفس وارد زمین میشوند و قضاوت میکنند و ما نیز باید از آنها حمایت کنیم تا کارشان را با قدرت انجام دهند.
دیدار دوستانه شب گذشته فرانسه- آلمان، تحت تاثیر حملات تروریستی به پاریس قرار گرفت.
به گزارش "ورزش1379"، نیمه دوم این دیدار در جریان بود که صدای تیراندازی و انفجار در خارج ورزشگاه، فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه را به اتاق امنیتی ورزشگاه کشاند. او بعد از یک گفتگوی تلفنی، خیلی زود ورزشگاه را ترک کرد. بازی تا پایان ادامه داشت اما بازیکنان که در پایان بازی از اخبار بیرون ورزشگاه اطلاع پیدا کردند، با چهره های بهت زده به تصاویر تلویزیون هایی که در تونل ورزشگاه وجود داشت، خیره مانده بودند. تماشاگران هم که اجازه خروج از ورزشگاه را پیدا نکردند، وارد زمین شدند و عده ای از آنها، برای اینکه جو وحشتی که به وجود آمده بود را از بین ببرند، شروع به خواندن سرود ملی فرانسه کردند.
کاپیتان استقلال که امروز برای اولین بار بعد از تعطیلات لیگ به طور جدی در کنار سایر دروازهبانهای استقلال تمرین کرد در اواسط تمرینات مصدوم شد.
به گزارش "ورزش 1379"، مهدی رحمتی که امروز زیرنظر حسین ترابپور تمرینات فنی انجام میداد، به یکباره مصدوم شد. پزشک استقلال فورا روی زانوی مصدوم او یخ گذاشت اما شدت درد او طوری بود که نتوانست در محل تمرین بماند و به رختکن استقلال رفت.
زمانی که خبرنگاران از مهدی رحمتی درباره وضعیت پای مصدومش سوال کردند او که به شدت از این اتفاق ناراحت به نظر میرسید، گفت خودش هم نمیداند که چه اتفاقی افتاده است و آیا مصدومیتش جدی است یا نه.
مهدی رحمتی در دربی مصدوم شد و در بازی با فولاد هم با وجود مصدومیت در درون دروازه استقلال قرار گرفت. او حالا در اولین تمرین جدی خود بعد از تعطیلات لیگ، دوباره مصدوم شد تا کادرفنی استقلال نگرانیهایی را برای بازی دادن به او داشته باشند. البته این مصدومیت جدی نیست و برای هواداران استقلال جای نگرانی وجود ندارد. رحمتی با فیزیوتراپی میتواند در بازی روز جمعه برابر فولاد به میدان برود.
در تاریخ فوتبال ملی ما احمدرضا عابدزاده از حیث تعداد و منصور رشیدی با مقیاس میانگین، رکودداران کلینشیت هستند.
به گزارش "ورزش 1379"، این نفرات از نظر تعداد کلینشیت در فوتبال ملی رتبههای برتر را دارند.
1. احمدرضا عابدزاده 37 بار در 79 بازی ـ میانگین کلین شیت: 46 درصد
عابدزاده در فوتبال ملی ما صاحب یک رکورد قابل توجه است بدینگونه که او در هیچ کدام از بازیهای ملیاش طی 90 دقیقه بیش از 2 گل نخورده است حتی برابر آلمان.
2. سیدمهدی رحمتی 36 بار در 76 بازی ـ میانگین کلین شیت: 47 درصد
عملکرد او جذابیت ویژهای دارد هر چند در دوره حضور او از بازی برابر قدرتهای درجه اول محروم بودیم با این حال در مهمترین بازی ملی با حضور او 4 گل از مکزیک خوردیم.
3. ناصر حجازی 28 بار در 59 بازی ـ میانگین کلین شیت: 47 درصد
مرحوم حجازی از جهت میانگین کیفی حریفان ایران سختترین رقبا را داشت و درون دروازه تیمملی در مصاف با بزرگانی مثل هلند(نایب قهرمان جهان)، لهستان(تیم سوم جامجهانی و قهرمان المپیک)، شوروی سابق، پرو، اسکاتلند، فرانسه، رومانی و ... بازی کرد.
4. ابراهیم میرزاپور 26 بار در 77 بازی ـ میانگین کلین شیت: 33 درصد
در بین گلرهای برتر از حیث تعداد بازی بدترین آمار را داشته است. میرزاپور در جامجهانی 2006 برابر پرتغال و مکزیک هم از دروازه ایران دفاع کرد. آمار او از یک حیث قابل دفاع است، او در بازیهای ملی بیش از 3 گل دریافت نداشته است.
5. منصور رشیدی 15 بار در 20 بازی ـ میانگین کلین شیت: 75 درصد
درست است که در بازیهای المپیک مونیخ در 3 بازی 9 گل خورد اما بازیهای تیمملی در جام ملتهای آسیا یک رکورد توسط او ثبت کرد. در سال 1976 ما در حالی قهرمان آسیا شدیم که حتی یک گل هم نخوردیم. منصور رشیدی در 11 بازی ملی متوالی گل نخورد.
6. علیرضا حقیقی 12 بار در 21 بازی ـ میانگین کلین شیت: 57 درصد
علیرضا حقیقی دروازهبان حال حاضر تیمملی صاحب رکوردی ویژه است و اگر تک بازی تعویضی او را هم محاسبه کنیم تعداد بازی های او با کلینشیت به 13 میرسد.
7. بهزاد غلامپور 11 بار در 27 بازی ـ میانگین کلین شیت: 40 درصد
غلامپور در مسابقات مقدماتی جامجهانی 1994 آمریکا در 5 بازی 11 گل خورد و یکی از بدترین آمارهای تاریخ فوتبال را ثبت کرد. اما در بازیهای آسیایی 1998 بانکوک جبران مافات کرد و در 5 بازی آخر تیمملی تنها یک گل خورد.
8. حسن رودباریان 10 بار در 17 بازی ـ میانگین کلین شیت: 58 درصد
رودباریان که در جام ملتهای 2007 گلر اول تیمملی بود آمار خوبش را مدیون تعداد بازی هایش برابر آسیاییهاست.
9. پرویز برومند 10 بار در 20 بازی ـ میانگین کلین شیت: 50 درصد
برومند گلر اول تیمملی در جام ملتهای 2000 بود و مثل رودباریان در بازیهای ملیاش به دیوار بلندی برنخورد.
10. عزیز اصلی 10 بار در 24 بازی ـ میانگین کلین شیت: 41 درصد
دروازهبان اول تیمملی در المپیک 1964 توکیو و جام ملتهای 1968 بود، مردی که در هفته اول اردیبهشت امسال در آلمان جان به جان آفرین تسلیم کرد.
11. بهروز سلطانی 9 بار در 17 بازی ـ میانگین کلین شیت: 52 درصد
مرد اول دروازهبانهای نیمه اول دهه 60 تیمملی در بازیهای آسیایی 1982 و جامملتهای 1984 گلر اول تیمملی بود و در بازیهایی هم که گل خورد تنها یک و حداکثر دو گل از حریفان دریافت داشت.
12. وحید طالبلو 7 بازی در 14 بازی ـ میانگین کلین شیت: 50 درصد
طالبلو در بازیهای ملی اندکی نسبت به دوران اوجش بازی کرد و در هیچ تورنمنتی گلر اول تیمملی نشد.
13. نیما نکیسا 6 بار در 13 بازی ـ میانگین کلین شیت: 46 درصد
دروازهبان ایران در جامملتهای 1996 آسیا بود و در بازیهای آسیایی 1998 هم گلر اول تیمملی بود که به علت دو اشتباه جای خود را به غلامپور داد.
14. هادی طباطبایی 6 بار در 14 بازی ـ میانگین کلین شیت: 42 درصد
هادی طباطبایی هم در هیچ تورنمنتی گلر اول تیمملی نبود اما در برخی از بازیهای تیمملی مثل بازی برابر دانمارک در کپنهاگ عالی کار کرد.
15. بهرام مودت 5 بار در 10 بازی ـ میانگین کلین شیت: 50 درصد
در دهه 50 زیرسایه حجازی و رشیدی قرار داشت. او دروازهبان دوم ایران در جامجهانی 1978 بود.
16. رحمان احمدی 5 بار در 10 بازی ـ میانگین کلین شیت: 50 درصد
در مقدماتی جامجهانی 2014 در غیاب رحمتی در 3 بازی سرنوشتساز ایران گل نخورد و به تاریخ الصاق شد.
17. امیر آقاحسینی 3 بار در 7 بازی ـ میانگین کلین شیت: 60 درصد
دروازهبان اول ایران در بازیهای آسیایی 1951 دهلی و بهترین گلر نسل اول تیمملی بود.
18. محمد بیاتی 3 بار در 7 بازی ـ میانگین کلین شیت: 42 درصد
دروازهبان دوم تیمملی در سالیان واپسین دهه 30 و ابتدای دهه 40 بود.
19. داود فنایی 3 بار در 7 بازی ـ میانگین کلین شیت: 42 درصد
مثلث رقابت او با برومند و طباطبایی رفته رفته گرم میشد که ناگهان میرزاپور از راه رسید و یک تنه مسیر رقابت این 3 را بست.
20. احمد سجادی 3 بار در 8 بازی ـ میانگین کلین شیت: 37 درصد
دروازهبان اول تیمملی در بازیهای آسیایی 1986 سئول بود که فروغ ویژهای در فوتبال ملی نداشت. از حیث میانگین اما رکورد منصور رشیدی، علیرضا حقیقی، حسن رودباریان، بهروز سلطانی و امیر آقاحسینی جذابتر از دیگران است، این نفرات در بیش از نصف بازیهایشان کلین شیت داشتهاند.
هافبک تیم ملی ایران می گوید اولین چیزی که بعد از حضورش در تیم ملی او را شگفت زده کرد رفاقتی بود که بین بازیکنان این تیم در جریان است و این موضوعی است که سرمربی تیم آن را بوجود آورده است.
به گزارش "ورزش 1379"، سعید عزت الهی در مصاحبه ای اختصاصی، در رابطه شرایط خود در گذشته و وضعیت فوتبالی اش از ابتدا تاکنون سخن گفت:
درس خوان حرفه ای بودم ولی فوتبال نگذاشت ادامه دهم دوران ابتدایی را در مدرسه بهار آزادی گذراندم، دوران راهنمایی را در مدرسه غیرانتفاعی البرز بودم که با معدل 19.90 کلاس سوم راهنمایی را به پایان رساندم، بعد از آن به دبیرستان نقش دانش آمدم، سال اول دبیرستان را با معدل 19 و سال دوم را با معدل 18.65 گذراندم ولی درگیری ام با فوتبال و حضورم در تیم ملی، اردوها و سفرها باعث شد تا نتوانم در امتحانات نهایی شرکت کنم و دیپلمم را بگیرم و اخیرا اقدام کرده ام تا بتوانم دیپلم را نیز بگیرم. من اگر درسم را ادامه می دادم علاقه داشتم در مهندسی عمران به تحصیل بپردازم.
من، پدرم و عمویم، هر سه هافبک هستیم از سن شش و هفت سالگی در مدرسه فوتبالی که پدرم آن را دایر کرده بود حضور داشتم، با توجه به خانواده ورزشی که داشتم ژن ورزشی در من هم بود، پدر و عمویم فوتبالیست بودند و من هم با توجه به علاقه ام به این سمت آمدم، عمویم قادر عزت الهی در لیگ تخت جمشید هافبک ملوان بود و پدرم نیز هافبک وسط ملوان بودو دو دوره نیز با این تیم در دهه شصت قهرمان جام حذفی شد، من هم با توجه به خصوصیاتی که داشتم این پست را انتخاب کردم.
به خاطراضافه وزن نیمکت نشین شدم تا سن 11 سالگی در آکادمی پدرم بودم و بعد از آن به شهرداری انزلی رفتم و نونهالان را تا زیر 14 سال در آنجا حضور داشتم، بعد از آن نمی دانم به دلیل چه چیزی بود که اضافه وزن پیدا کرده بودم و زمانی که در نونهالان ملوان بودم مربیان می گفتند که از نظر استعداد فوتبالی شرایط خوبی دارم اما کمی اضافه وزن دارم و باید وزنم را پایین بیاورم و از نظر بدنی پایین تر از بچه های دیگر بودم و باید گفت وزنم نرمال یک فوتبالیست نبود، بنابراین بیشتر نیمکت نشین می شدم.
پدرم من را از تیم ملی خط زد بعد از آن سعی کردم خودم را روی فرم بیاورم و تمریناتم را بیشتر کردم و تبدیل به کاپیتان تیم نوجوانان ملوان شدم و بعد از آن نیز به تیم ملی دعوت شدم. آقای دوستی مهر سرمربی تیم ملی نوجوانان بود و پدرم هم کمک ایشان بود، آقای دوستی مهر می گفتند اعتقاد به پرسینگ دارند و من به درد این سیستم نمی خورم و با توجه به حضور پدرم در آن تیم من خط خوردم و می توان گفت پدرم من را از آن تیم ملی خط زدند، در آن زمان من 15 ساله بودم. حضورم پدرم در فوتبال همیشه یک امتیاز برای من بوده است، چرا که او تمام شرایط این فوتبال را لمس کرده بود، آدم های زیادی را دیده بود که می خواستند فرزندشان فوتبالیست شود و از طرفی هم استعداد و علاقه به فوتبال را بین بازیکنان خوب می شناخت.
جلوی موتور پدرم می نشستم هیچوقت بچه لوسی نبوده ام و همیشه افتخار می کنم به گذشته ای که داشته ام، من در دوران کودکی به همراه خانواده ام در خانه های سازمانی که مخصوص کارکنان نیروهای دریایی بود زندگی می کردم، بهرحال پدرم در استخدام نیروی دریایی بود. همیشه با موتور گازی که برای پدرم بود به جاهای مختلف می رفتم. یادم می آید همیشه جلوی موتور می نشستم، خداوند کمک کرد و زندگی مان روی روال افتاد، هیچ وقت زندگی ما به گونه ای نبود که همه چیز برایم مهیا باشد. از دوران کودکی آنقدر طعم یک سری سختی ها را چشیده ام که اکنون قدر زندگی را بدانم.
از آن تیم ملی نوجوانان، الان کسی نیست از آن تیم ملی نوجوانانی که من در آن بازی می کردم متاسفانه هیچ یک از بازیکنانی که حضور داشتند به مدارج بالاتر راه پیدا نکردند، البته خیلی از آنها بازیکنان بااستعداد و شایسته ای بودند، بعضی ها دچار بدشانسی و یا مصدومیت شدند، اما در تیم ملی جوانانی که سال بعدش حضور داشتیم چند نفر اکنون در لیگ برتر کم و بیش حضور دارند و به میدان می روند. ولی امیدوارم جوان ها بیشتر به میدان بیایند و باشگاه ها هم کمک کنند زیرا همانطور که می بینیم تیم ملی به جوانان نیاز دارد.
به یکباره تصمیم گرفتم یادم می آید یک بار برای تورنمنت قزاقستان از تیم ملی نوجوانان خط خوردم، پدرم آمد و با من صحبت کرد که باید زندگی ام را هدف گذاری کنم و بدانم که دقیقا چه چیزی از زندگی می خواهم، ایشان به من گفت که اگر نمی خواهی فوتبال بازی کنی به درست ادامه بده زیرا همانطور که گفتم درسم هم بسیار خوب بود و در رشته ریاضی و فیزیک تحصیل می کرد. بعد از آن سه ماه که تیم نوجوانان تعطیل بود من به تمرینات اختصاصی پرداختم و حتی مربی بدنساز گرفتم.
پدرم فشار می آورد تا به سطح اول فوتبال بیایم پدرم هم مانند باقی پدرها خواستار پیشرفت پسرش بود اما با توجه به اینکه آشنایی زیادی با فوتبال داشت هیچگاه سفارش من را به کسی نکرد و همیشه فشار را به من وارد می کرد تا بتوانم خودم را به سطح اول برسانم، همیشه می گفت تو باید خودت حقت را بگیری نه اینکه من به سفارش کنم.
بازهم توانستم به تیم ملی نوجوانان دعوت شوم دنبال این بودم که برای اینکه پدرم از زیر فشار بیرون بیاید به خودم تکانی بدهم و بعد از آن سه ماه، که تیم نوجوانان در مسابقات لیگ بود در هشت تیم ایران قرار گرفتیم و سپاهان و فولاد و ذوب آهن و چند تیم دیگر رقبای ما بودند، این ها تیم هایی بودند که در فوتبال پایه بسیار قوی بودند، آقای دوستی مهر و دستیارانش این مسابقات را تماشا می کردند و بازیکن به تیم ملی دعوت می کردند، یادم می آید که حدود 10 بازیکن تیم سپاهان در تیم ملی نوجوانان حضور داشتند. در آن بازی ها ماتوانستیم قهرمان شویم و من هم کاپیتان تیم بودم و آن بازی ها باعث شد تا دوباره به تیم ملی نوجوانان دعوت شوم.
دوستی مهر هم تغییرات من را فهمید بعد که به اردو آمدم آقای دوستی خودشان دیدند که شرایطم خیلی نسبت به قبل عوض شده است، به همین دلیل کم کم به من فرصت داد و بعد از آن در تورنمنت قزاقستان که فصل قبلش خودم خط خورده بودم حضور پیدا کردم و عنوان بهترین بازیکن جام شدم، بعد از آن روال من در تیم ملی نوجوانان ادامه پیدا کرد، به مسابقات آسیایی که جزء چهار تیم رفتیم حضور داشتم و بعد به جام جهانی رفتیم و در آنجا توانستیم استرالیا را 5 بر 1 شکست دهیم.
محمد احمدزاده، من را به بزرگسالان برد بعد از آن به باشگاه برگشتیم، آن موقع من در تیم جوانان ملوان بودم، در همان سال اول باید می رفتم با تیم بزرگسالان تمرین می کردم، من و صادق محرمی دو بازیکنی بودیم که در تیم نوجوانان حضور داشتیم و آقای احمدزاده ما را به تیم بزرگسالان دعوت کرده بود، ایشان می خواست از نزدیک شرایط ما را ببیند و باورم نمی شد در اولین بازی دوستانه ای که داشتیم در زمین حضور داشتم و در بازی های لیگ نیز در اولین بازی مقابل سایپا روی نیمکت بودم و از دومین بازی در مقابل راه آهن به میدان رفتم.
حضور در اسپانیا باعث شد روی پای خودم بایستم همیشه گفتم اولویتم با تیم های اروپایی بوده است، در هفته آخر زمانی که برای نقل و انتقالات داشتیم پیشنهادی از باشگاه اتلتیکومادرید آمد و با مشورتی که با بزرگان داشتم، تصمیم گرفتم به آنجا بروم. اتلتیکو بزرگترین حسنی که برای من داشت این بود که بتوانم روی پای خودم بایستم وتنها زندگی در یک کشور غریب شرایط خاصی می طلبد و بسیار سخت است و برای من هم خیلی سخت بود اما توانستم رفته رفته خودم را پیدا کنم و بزرگترین درس برای من این بود که یک فوتبالیست در ابتدا باید به خود باوری برسد و اینکه فوتبالیستی که به اینجا رسیده قطعا می تواند به جاهای بزرگتر هم برسد.
کاپیتان اتلتیکو، اولین بازیکنی بود که به من خوشامد گفت حضور در اسپانیا تجربه ای فوق العاده ای برای من بود و تمرین کردن در کنار بزرگانی مثل تورس تجربه ارزشمندی برای من بود و برای هر فوتبالیستی درس بزرگی بود. روز اولی که سر تمرینات تیم رفتم، گابی کاپیتان آنها اولین بازیکنی بود که به من خوش آمد گفت و باقی بازیکنان هم برای احترام به صف ایستاده بودند، آنجا و در آن سطح حتی ذره ای غرور هم دیده نمی شد، آنها در تمرینات از جوان ها به خوبی حمایت می کنند. چیزهای بسیار خوبی من از آنها یاد گرفتم.
دیدار با تورس در فراری قرمز قبل از یکی از دیدارهایی که در وینسته کالدرون از سری مسابقات چمپیونز لیگ داشتیم ، ماشین یکی از دوستانم دست من بود و مجبور شدم برای تمرین ساعت 10 صبح با ماشین پژوی او به تمرین بروم، می خواستم ماشین او را بیرون از استادیوم پارک کنم اما محافظین گفتند ماشین را به پارکینگ استادیوم ببرم، وقتی که من وارد پارکینگ شدم، نمی دانم چه اتفاقی افتاد که کل پارکینگ پر از دود اگزوز ماشینی شد که دست من بود و در همین زمان همه برگشتند تا ببینند چه کسی و با چه ماشینی آمده است! هرطوری بود ماشین را پارک کردم و تا آمدم که پیاده شوم دیدم فرناندو تورس با فراری قرمز رنگش آمد و کنار این ماشین پارک کرد و من هم برای این که من را نبیند مجبور شدم به بهانه ای خود را داخل ماشین پنهان کنم تا او برود.
اسپانیایی راحت بود اما زبان روسی پر از اشکال هندسی است! وقتی در اسپانیا بودم راحت توانستم این زبان را یاد بگیرم، برای نوشتن از زبان انگلیسی کمک می گرفتم و برای صحبت کردن هم بعد از چند ماه به خوبی راه افتادم اما وقتی به روسیه رفتم دیدم زبان بسیار متفاوتی دارند، فقط برای خداحافظی کردن آن طوری که من حساب کردم دو خط باید صحبت می کردم، بعد گفتم نوشتن را یاد بگیرم که آن هم دیدم انواع و اقسام اجسام هندسی در کلمات آنها به کار می رود و بنابراین ترجیح دادم فعلا کاری در این زمینه نکنم.
من و سردار، سه ماه است فقط دو مدل غذا می خوریم سردار هم سه سال است که آنجا حضور دارد، اولین باری که با هم به رستوران رفتیم گفتم تو که اینجا بودی و زبانت خوب است بگو چه چیزی بخوریم گفت من که نمی توانم بخوانم بیا از روی شکل ها تشخیص بدهیم و تا الان نزدیک به سه ماه است که ما فقط دو مدل غذا را بلدیم که آن ها را سفارش می دهیم!
از سه بازی دیگر برای روستوف بازی می کنم در روستوف هم شرایط خوبی دارم، بعد از بدشانسی که من آوردم آقای بردیف به من لطف داشتند و در تمام اردوها من را همراه تیم بردند تا از شرایط دور نشوم و سه بازی دیگر باقی مانده تا نیم فصل به اتمام برسد و بعد از آن دیگر من می توانم در خدمت تیم باشم و به بازی هایم بپردازم.
به احسان گفتم اوت را بلند بیندازد در بازی برابر ترکمنستان برخلاف جریان بازی ما گل را دریافت کردیم و همه ما شوکه شدیم ولی بعد از آن همه سعی کردیم سریع به فاز هجومی برگردیم و بتوانیم جبران کنیم. اتفاقا احسان در لحظه که توپ به بیرون رفت می خواست آن اوت را کوتاه بیندازد اما من از او خواستم این اوت را بلند پرتاب کند که خدا را شکر به من رسید و من هم توانستم گلزنی کنم.
بعد از گل اسم پدر و مادرم را بوسیدم وقتی توپ زیر پایم افتاد یک لحظه دیدم دو نفر جلوی من هستند و بنابراین نمی توانم به عرض بروم و باید به عمق بزنم، در غیر اینصورت برای اینکه توپ دست آنها نیفتد باید پشت به دروازه می شدم و آن توپ خراب می شد، بنابراین به عمق زدم و خداراشکر دریبل هایم هم گرفت و توانستم دل مردم را شاد کنم. بعد از گل اول اسم پدر و مادرم را بوسیدم و به سمت کی روش رفتم و البته به سمت پدرم که در جایگاه حضور داشت علامت قلب نشان دادم.
سورپرایز تیم ملی، رفاقت آن است من در تمام رده های سنی در تیم ملی بودم اما بعد از اینکه به تیم ملی آمدم چیزی که من را شگفت زده کرد رفاقتی بود که بین بازیکنان بود و آقای کی روش یک همدلی بین بچه ها انداخته است که اول به تیم ملی کشورمان فکر کنیم و بعد از آن به خودمان و به همین دلیل است که هرکسی که از یک دقیقه تا نود دقیقه در بازی حضور داشته باشد فقط به فکر تیم ملی است و این نکته مثبتی است که مربیان بعد از کی روش هم در تیم ملی می توانند آن را سرلوحه خودشان قرار دهند.
کی روش می خواهد ساده بازی کنم از نظر فنی هم من در حدی نیستم که بخواهم درباره ایشان نظر بدهم و همیشه هرکاری که از من می خواهند را در زمین پیاده می کنم. مهمترین چیزی که کی روش از من می خواهد این است که همیشه ساده بازی کنم و سرعت بازی را بالاتر ببرم تا اینکه بخواهم پاس آخر را بدهم، البته جای ریسک دارد اما من همیشه سعی می کنم به این ترتیب که می گویند بازی کنم.
دست بوس خانواده و هواداران هستم پدرم نعمتی بود که خداوند به من داده بود و هرچیزی که دارم اول لطف خداوند بوده و بعد کمک های خانواده ام، بعد از بازی تیم ملی وقتی با مادرم صحبت می کردم دیدم صدایش گرفته است، همیشه مدیون پدر و مادرم هستم و سر همه نمازهایم از خداوند می خواهم کمکم کند تا باعث افتخار آنها بشوم، همیشه دست بوس آنها و همه هوادارانی که در بازی برابر ترکمنستان آمدند و ما را تشویق را می بوسم و امیدوارم بتوانیم خوشحال شان کنیم.
کارلوس کیروش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در گفتوگو با خبرنگاران درباره پیروزی سه گله مقابل ترکمنستان صحبت کرد.
به گزارش "ورزش 1379"، کیروش که در مسابقه قبلی موفق به پیروزی مقابل ترکمنستان نشده بود، امروز با ارائه یک فوتبال تهاجمی از سد این حریف دشوار منطقه آسیای میانه گذشت. حرفهای او را بخوانید.
نمایش فوق العاده ما
در درجه اول این بازی خوب را به همه بازیکنانم تبریک میگویم. از دروازهبان گرفته تا مهاجمان تا حتی بازیکنانی که بازی نکردند. امروز خوب بازی کردیم و توانستیم با طرز تفکر بینالمللی، حریف را زیر فشار بگذاریم. ما موقعیتهای خیلی زیادی کسب کردیم و حداقل باید با 6 یا ۸ گل به پیروزی میرسیدیم.
علی دایی هم تشویق میشود
* با وجودی که تیم به پیروزی رسید بعضی از هواداران مهدی رحمتی را تشویق کردند.
آقای دایی هم بازیکن سابقی است که نامش در ورزشگاهها شنیده میشود. اما ایشان متاسفانه بازنشسته شده و دیگر در جمع بازیکنان فوتبال حضور ندارد. نکته مهم این است که ما توانستیم سه امتیاز بازی را به دست بیاوریم. به هیچ وجه ساده نیست که ۹۰ دقیقه با فشار بالا از محوطه جریمه خودی تا محوطه جریمه حریف بازی کنیم. البته ما اشتباهاتی هم داشتیم که این هم جزوی از بازی است. در تیمی که امروز داشتیم، هیچ حرکت انفرادیای نداشتیم. ما آموختهایم با هم ببریم و با هم کار کنیم. باز هم تاکید میکنم از نظر فنی عملکرد فوقالعادهای را از بازیکنان تیم ملی شاهد بودم و بدون هیچ جانبداری باید با اختلاف گل خیلی بیشتر این بازی را به سود خود خاتمه می دادیم و افرادی که نمی توانند از این برد قدردانی کنند باید در خانه بمانند.
اجازه ندارم از تیمم دفاع کنم
* آیا به صدرنشینی ادامه خواهید داد؟
در حال حاضر صدرنشین گروه هستیم. ما در مسابقات مقدماتی جام جهانی توانسته ایم از نظر کار دفاعی و تهاجمی عملکرد خوبی داشته باشیم و امیدوارم در بازی با گوام بهتر از این بازی کنیم. قبل از بازی، بازیکنان مهمی را به دلیل مصدومیت از دست دادیم. امروز به خاطر اینکه بیشتر از این اجازه صحبت یا دفاع کردن از تیمم را ندارم، بیشتر از این صحبت نمیکنم. البته من اعتمادکاملی به بازیکنانم دارم و حتما این روند را ادامه خواهیم داد؛ اگرچه در بازی بعدی چند فوتبالیست مهم دیگر را از دست دادهایم و امید ابراهیمی هم به دلیل دریافت کارت زرد از بازی بعد محروم شد. به هر حال ما فوتبالیستهای آماده و باانگیزهای داریم که قرار است به تیم ملی کمک کنند. من متاسفم که آن بازیکنان را نداریم اما بازیکنان دیگری هستندکه میتوانند به ما در بازی با گوام کمک کنند.
تیم ملی ایران توانست با گل های دژاگه ، عزت الهی و پورعلی گنچی پس از22 سال ترکمنستان را شکست دهد.
به گزارش"ورزش 1379"، تیم ملی ایران توانست پس از 22 سال ترکمنستان را در آزادی و کنار 30 هزار هوادارش شکست دهد.با هم اولین های این دیدار مهم و شیرین برای ایران را بررسی می کنیم:
اولین برد کی روش
کارلوس کیروش تا کنون دوبار برابر تیم ملی ترکمنستان قرار گرفته بود و بعد از تساوی در بازی رفت توانست این تیم را در آزادی شکست دهد.
اولین برد 3-1 در اولین دیدار رسمی در تهران
تیم ملی ایران در دو برد قبلی 2-1 بازی را به نفع خود تمام کرده بود و این اولین برد با نتیجه 3-1 تاریخ تیم ملی برابر تیم ترکمنستان بود، تیمی که 22 سال برابر ایران مقاومت کرده بود.این اولین دیدار رسمی دو تیم در ایران بود.دوبازی قبلی که این دوتیم انجام داده بودند به عنوان بازی رسمی به حساب نمی آمد و آن بازی ها در جام اکو انجام شده بود.
اولی کاپیتانی دژاگه و اولین گل با بازوبند
کازلوس کیروش که با لشکری مصدوم و غایب به دلیل ویزا به مصاف ترکمنستان رفته بود ، اشکان دژاگه را کاپیتان تیم تیم خود انتخاب کرد.این اولین تجربه دژاگه به عنوان کاپیتان تیم ملی بود که توانست در اولین بازی کاپیتانی اش نیز گل بزند و بازی درخشانی از خود به جای بگذارد.
اولین بازی پورقاز و کمال
دیدار برابر ترکمنستان اولین بازی ملی کمال کامیابی نیا و عزت الله پورقاز به حساب می آمد.عزت پورقاز از ابتدا و درکنار پورعلی گنجی به عنوان دو مدافع میانی انجام وضیفه کرد و کمال در دقیقه 80 به جای عزت الهی به میدان آمد.
اولین گل ملی عزت الهی
سعید عزت الهی توانست در این بازی پس از چند تجربه ملی اولین گلش را فوق العاده به ثمر برساند.او پس از این گل به آغوض کارلوس کیروش رفت و شادی اش را با او تقسیم کرد.
اولین گل پورعلی گنجی درآزادی
مرتضی پورعلی گنجی که در بازی با عراق آن گل زیبا و دیدنی را در مسابقات جام ملت های آسیا زده بود بازهم به همان سیک و این بار در برابر ترکمنستان گلزنی کرد.این اولین گل پورعلی گنجی در آزادی بود.
کریستیانو رونالدو، فوق ستاره رئال مادرید عنوان کرد که لیونل مسی، ستاره بارسلونا، امسال توپ طلا را به دست میآورد.
به گزارش "ورزش 1379"، ستاره رئال برای دو سال اخیر توپ طلا را کسب کرده ولی مسی که فصل گذشته به همراه بارسا، سه گانه را به دست آورده بود، امسال شانس بیشتری برای کسب توپ طلا دارد. رونالدو نیز چنین عقیده ای دارد و به این موضوع اقرار کرد. او گفت:" چنین جایزههایی به رای بستگی دارد و مسی آن را کسب خواهد کرد. او قهرمان چمپیونزلیگ و لالیگا شده است. در زمینه عملکرد انفرادی، احتمالا من بهترین فصلم را پشت سر گذاشتم که خوب بود. من بهترین گلزن اروپا بودم. ما این جایزه را 8 سال است که با یکدیگر سهیم شده ایم. در گذشته هیچکس به این شکل نبوده است، فقط ما. بنابراین خیلی خوب است. من رابطه خوبی با او دارم. دوستان قدیمی نیستیم ولی به یکدیگر احترام میگذاریم." با این حال، رونالدو انگیزه زیادی برای بازپس گیری توپ طلا از مسی دارد. او گفت:" البته من هنوز جوان هستم و فکر میکنم میتوانم باز هم توپ طلا کسب کنم. میخواهم شش یا هفت سال دیگر بازی کنم و فکر میکنم بتوانم دستاوردهای زیادی داشته باشم زیرا اگر نتوانید جام ببرید، نمیتوانید به جوایز انفرادی برسید."
مهدی ترابی این روزها در ترکیب تیم ملی جا افتاده و مورد اعتماد کی روش قرار دارد. بازیکن 21 ساله ای که از او در آینده بسیار خواهیم شنید.
به گزارش "ورزش 1379"، اگر از موقعیتی که مهدی ترابی در دو قدمی دروازه ترکمنستان هدر داد فاکتور بگیریم، این بال 21 ساله نمایشی دور از تصور ارائه کرد. ترابی که برای دومین بار در ترکیب اصلی تیم ملی قرار می گرفت، نشان داد که اعتماد کی روش به فوتبالش فقط جنبه جوانگرایی و تسلیم مقابل انتقادها ندارد. ترابی با پاهای بلند خود که برای یک بازیکن کناری نعمت بزرگی است، بارها مدافعان کناری ترکمنستان را دور زد و از پیش رو برداشت. هوش بالای این بازیکن 21 ساله در کنار تکنیک و سرعت قابل توجه اش، از او یک عصای دست برای کی روش ساخته.
سرمربی تیم ملی که تاکنون دست وی هر بازیکن جوانی گذاشته جواب گرفته، حالا هم روی مهدی ترابی سرمایه گذاری کرده و او را به ترکیب اصلی تیم ملی نزدیک کرده. بعد از علیرضا جهانبخش، سردار آزمون، مرتضی پورعلی گنجی، رامین رضاییان و سعید عزت اللهی که بازی کرده و درخشیده اند ، حالا نوبت به بازیکن گمنامی به نام ترابی رسیده تا بیاید و عرض اندام کند. آن هم در تیمی که علیرضا جهانبخش، مسعود شجاعی و خسرو حیدری را به عنوان بال های کناری روی نیمکت دارد. ترابی که در فصل 92-93 برای اولین بار توسط مجتبی تقوی به تیم بزرگسالان سایپا رسید و مقابل مس کرمان دقایقی بازی کرد، حالا به ترکیب اصلی تیم ملی چنگ زده و اعتماد مربی بزرگی چون کی روش را پشت سر خود می بیند.
نکته جالب در مورد ترابی، مبلغ قرارداد او با سایپا است. مبلغی 170 میلیونی که باعث شده تا او عنوان ارزانترین بازیکن تیم ملی را به خود اختصاص بدهد. حتی جلوتر از وحید امیری که قراردادش با نفت نزدیک به 214 میلیون تومان است. ترابی، وارث شماره 6 نکو و مرد مورد اعتماد کی روش است. از او بیشتر خواهیم شنید.
نادر عزتاللهی:سعید چاق بود و میگفتند فوتبالیست نمیشود!
نادر عزتاللهی پدر سعید عزتاللهی که خودش از بهترینهای فوتبال گیلان بود، لحظه گل زدن سعید به ترکمنستان را یکی از زیباترین لحظات عمر ورزشی خود میداند .
به گزارش "ورزش 1379"، او میگوید در لحظه گل زدن او ثمره سالها تلاش خودم و همسرم را به بهترین شکل ممکن دریافت کردیم.
سعید سنگین و تپل بود نادر عزتاللهی میگوید: سعید غریزه و شعور فوتبال را از بچگی داشت اما چون کمی سنگینتر از همسن و سالان خودش و به اصطلاح تپلتر از دیگران بود، هیچ وقت کسی او را فوتبالیست بزرگی برای آینده نمیدانست. با این حال چه در مدرسه فوتبالش در رده نونهالان با آقای ستوده و چه در زمانی که دستیار آقای علی دوستی در تیمملی نوجوانان بودم از قول این دو عزیز یادآور میشوم که سعید شبیه یک ستاره آیندهدار نیست اما چیزهایی در وجودش هست که باید دربارهاش به آینده امیدوار بود.
انگیزهها سعید را به هدف رساند نادر عزتاللهی در ادامه میگوید: با خودم گفتم شعور و غریزه و استعداد یک فوتبالیست به هدف میرساند مهم همین است ضمن اینکه چاقی و کوتاهی و هر نقص دیگری در شکل ظاهری و آناتومیکی یک فوتبالیست بخصوص اگر بچه باشد، قابل رفع است. به همین علت است که سعید لاغر شد و استعدادهایش را ظهور داد و در 13، 14 سالگی طوری شده بود که مسوولان باشگاه آتلتیکومادرید او را از همان زمان زیرنظر گرفته و بازیهایش را در تیمهای ملی نونهالان و نوجوانان دیدند. حالا هم می بینید که سعید از خوش قدوقامتترینهاست و از حیث آیرودینامیکی کمترین نقص را در بدنش دارد.
زانویم مرا دور کرد نادر عزتاللهی از دوران فوتبالش میگوید و جواب نقل قول محمد حبیبی را میدهد. به او میگوییم حبیبی گفته اگر نادر عزتاللهی قرار بود به حقش برسد، امروز 70 بازی ملی داشت و او جواب میدهد: محمدآقا همیشه لطف داشته است. در زمان مربیگری مرحوم دهداری در تیمملی همان زمانی که 14 نفر استعفا داده بودند، آقای دهداری من و آقا سیروس خدابیامرز را از انزلی به تیمملی دعوت کردند همان زمانی که جواد زرینچه، عابدازده با پیراهن ژاندامری و مجتبی محرمی و نادر محمدخانی با پیراهن نیروی زمینی سر تمرین میآمدند. همه جوان بودند و من هم 24 ساله بودم. اتفاقا همین دکتر اسدی که دبیرفدراسیون است هم عضو آن تیمملی بود و جزو دانشجویان محسوب می شد. من 3 روز مانده به مسابقات پایم پیچید و دیگر نتوانستم همراه تیمملی به قطر بروم و بعد از آن هم مدتها روند بهبودم طول کشید و وقتی هم که کاملا خوب شدم آقای پروین سرمربی تیم شده بود و به جز همه ملیپوشان وقت، مستعفیان هم به تیمملی برگشته بودند و حسابی ترافیک بود. طوری که آقای پروین در مسابقات بازی های آسیایی 1990 پکن مجبور بودند حمید درخشان، رضا احدی، فنونیزاده، کریم باوی، حمید استیلی و خیلیهای دیگر را از تیمملی خط بزنند و دیگر فرصتی برای حضور در تیمملی وجود نداشت.
حرف پیروانی در رختکن سعید همه زندگی من، همسرم و خواهر خودش است، وقتی بازی دارد همه ما همه وجودمان را به او اختصاص میدهیم. دیروز برای دیدن بازی سعید از انزلی آمدم و بعد از بازی به رختکن تیمملی رفتم و با سعید که میخواست مستقیم به فرودگاه برود، خداحافظی کردم. افشین پیروانی که مقطعی حریف و همبازی ما بود و حالا هم یک مدیر با لیاقت برای تیمملی است، صحنهای را که من پسرم را در آغوش گرفته و مشغول خداحافظی با او بودم را دید و به شوخی دست سعید را گرفت و گفت: «پسر یک وقت مغرور نشوی، تو هنوز نصف بابا نادرت هم نشدی!»
سعید رئال را دوست دارد درست است که مقصد اولیه سعید آتلتیکو بود اما هم او و هم من عاشق رئال هستیم و در رویاهایم او را با پیراهن سفید رئال مادرید میبینم، اگر اتفاق غیرمترقبهای پیش نیاید او تا 3 سال دیگر به بالاترین سطح فوتبالش میرسد. البته ما در ایران هم میتوانستیم او را در راه رسیدن به اهدافش کمک کنیم. در ایران مربیان بسیار خوبی در سطح پایه هستند اما مشکل همه این است که غنای فردی و قدرت مربیگری وجود دارد فقط اینجا امکانات به اندازه آنجا وجود ندارد.